رهبری یعنی پذیرش اصطکاک؛ بستنیفروشی کار ما نیست
اگر توی این بازی هستید که همه رو راضی نگه دارید، وارد بیزینس اشتباهی شدید. استیو جابز یک نقلقول معروف داره:...
یک فرهنگ سمی و پنهان در سازمانهای مدرن وجود داره: تمایل افراطی به راضی نگهداشتن بقیه و جلوگیری از هرگونه تنش. مردم طوری رفتار میکنند که انگار یک جلسهی پر...
البته که هر اصطکاکی خوب نیست. باید مرز این دو رو خیلی شفاف بفهمیم:
بدترین جلسات، جلساتی نیستند که توشون بحثهای داغ و جدی سر Architecture یا Roadmap درمیگیره. بدترین جلسات اونهایی هستن که همه سر تکون میدن، یک کلمه حرف نمی...
اگر توی این بازی هستید که همه رو راضی نگه دارید، وارد بیزینس اشتباهی شدید. استیو جابز یک نقلقول معروف داره:
> "If you want to make everyone happy, don't be a leader—sell ice cream."
ما بستنی نمیفروشیم؛ داریم سیستمهای بزرگ و جدی میسازیم. و وقتی در حال ساختن یک چیز واقعی هستید، اصطکاک داشتن هیچ اشکالی نداره. در واقع، اگه اصطکاک ندارید، احتمالاً دارید یک جای کار رو اشتباه میرید.
توهمِ «همهچیز باید گلوبلبل باشه»
یک فرهنگ سمی و پنهان در سازمانهای مدرن وجود داره: تمایل افراطی به راضی نگهداشتن بقیه و جلوگیری از هرگونه تنش. مردم طوری رفتار میکنند که انگار یک جلسهی پرتنش یا یک عدم توافق صریح روی Architecture یا Scope، نشانه شکست تیمه.
این یک توهم محضه.
وقتی Product با Engineering سر اولویتها چالش داره، وقتی Tech Lead یک PRD نامفهوم رو نمیپذیره و رد میکنه، یا وقتی دو نفر سر Trade-off بین ترافیک دیتابیس و زمان دیپلوی بحث میکنند، این یک باگ نیست؛ این خودِ فیچره.
کیفیت، خروجی همین برخوردهاست. آهن با مالش به آهن تیز میشه، نه با لبخند زدن تو جلسات بیحاصل و تأیید کردن تصمیمهای غلط برای اینکه دل کسی نشکنه.
تفاوت بین اصطکاک مخرب و اصطکاک سازنده
البته که هر اصطکاکی خوب نیست. باید مرز این دو رو خیلی شفاف بفهمیم:
- اصطکاک مخرب (Toxic Friction): از سیاستبازی، قلمروطلبی و دفاع از منافع شخصی میاد. این زمانیه که افراد دنبال بردن یک بحث هستن نه برای ساختن پروداکت بهتر، بلکه برای محافظت از Ego یا امپراتوری کوچک خودشون در سازمان. این اصطکاک باید بدون درنگ حذف بشه.
- اصطکاک سازنده (Constructive Friction): از Intellectual Honesty و تعهد عمیق به نتیجه میاد. این همون تلاشیه که اجازه نمیده کارهای سطحی، تخمینهای غیرواقعی، و بدهیهای ساختاری زیر فرش پنهان بشن. این اصطکاک نتیجه اهمیت دادن آدما به خروجی کاره.
اگر تیم شما به خاطر اینکه «فضا مهربانانه بمونه» جلو کارهای شلخته یا مستندات مبهم سکوت میکنه، شما یک تیم دلسوز ندارید؛ شما تیمی دارید که به کارهای فاجعهبار تن داده.
سکوت مرگبار در جلسات
بدترین جلسات، جلساتی نیستند که توشون بحثهای داغ و جدی سر Architecture یا Roadmap درمیگیره. بدترین جلسات اونهایی هستن که همه سر تکون میدن، یک کلمه حرف نمیزنن، و پنج دقیقه بعد از خروج از اتاق، پشت در شروع به گله و شکایت میکنند.
وقتی فضایی بسازید که افراد از داشتن اصطکاک بترسن، گفتگوهای واقعی به زیرزمین سازمان منتقل میشن. شفافیت از بین میره و جاش رو پچپچ و حس فرسودگی میگیره.
به عنوان یک لیدر یا مدیر، وظیفه شما این نیست که مثل یک مربی مهدکودک مراقب باشید اخم روی ابروی کسی نیفته. وظیفه شما اینه که یک چارچوب امن بسازید تا چالشهای سخت و بدون تعارف مطرح بشن، بدون اینکه به اشخاص حمله بشه.
بستنی رو بذارید کنار
ساختن چیزهای بزرگ درد داره و کشمکش داره.
هیچ سیستم باکیفیتی بدون ساعتها اصطکاک عمیق فکری روی Data Model یا Concurrency ساخته نشده. هیچ محصول موفقی بدون نه گفتنهای بیرحمانه و درگیری سر Scope به دست مشتری نرسیده.
بنابراین دفعه بعدی که در یک جلسه اصطکاک دیدید، نترسید. دکمه آلارم رو نزنید. نفس بکشید، تمرکز رو روی Problem Statement نگه دارید و از خودتون بپرسید: «چه تصمیمی بالاترین استاندارد رو برای سیستم و بیزینس خلق میکنه؟»
ما اینجاییم تا ارزش واقعی بسازیم، پلتفرم رو پایدار نگه داریم و مسائل واقعی رو حل کنیم.
ما بستنی نمیفروشیم.